آبروریزی ِملی!
در ِ این مکتب خانه های مولاناشناسی را تا اطلاع ثانوی ببندید
اگرمولانا گفته است:
خراب و مست شوم در کمال بی خویشی
پس چرا در ادامه گفته است:
نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به خدا
جه ارتباطی میان بی خویشی و نکاشتن هست ؟
بهتر است درویشان هرچه زودتر این واژه را به (بی خیشی) تبدیل کنند تا بیش از این در بیخویشی
غرقه نباشند.
ای شده تبریز ْ چین ، آن رخ ِ گلنار را
اعراب ِ برگنیسی را این طور تصحیح کنید:
ای شده تبریز و چین زان رخ ِ گل ، نار را ( آتش مصفا شده)
چون ادرار در مثانه می ماند نه در خزانه ، بیت زیر را در غزل ۱۹۶تصحیح کنید:
چون در مثانه مانده ، ادرار، پاسبان را (یعنی نظم بر طبیعت نشاشیده است).
آخر با عقل جور در می آید که آدمی چون مولانا در غزل ۱۶۲ بسراید:
نفسی یار ِ شرابم، نفسی یار ِ کبابم
آنوقت توقع دارید مترجمان تصور نکنند مولانا از سرآینده گان ِ نان داغ کبابداغی بوده است.
مولانا نمیگوید نفسی یار ِ کبابم او به مخاطبش که شمس تبریزیست میگوید:
ای یار نفسی یا نسیمی به سوی من بیار که سوختهام.
اصلا صحبت کباب چنجه نیست آقایان دراویش!
پارههایی از مقدمه دیوان کبیر
به تصحیح سیروس شاملو
