حکومت عدل را بنگر!
خبر اعدام دو نو جوان کم سن و سال به جرم لواط در مشهد عرق سرد بر پیشانی مینشاند و این تأسف زمانی به اوج میرسد که ناظریم زن جوانی از خارجه چند روزی برای آزمایش زناشويی! میهمان کارگردان ایرانی ست و نه تنها کارگردان به جرم زنا اعدام نمیشود بلکه هزاران مصاحبه و تشریفات شام سفارتی برای این لواط دولتی ایشان ترتیب داده میشود و هدایایی هم رد و بدل میگردد تا دموکرات بودن ایران بیشتر به گوش و چشم میهمان فرو رود!
تفاوت تازه جوانان اعدام شده و کارگردان اعدام نشده در این است که اجداد این جوانان برای هیچ دولتی فیلم نمیسازند و از توبرهی هیچ آغلی نمیخورند اما کارگردان ما منتظر میماند تا ريیس جمهوری مثل خاتمی یا احمدی نجات آفتابی شود تا با سینهای فراخ از مام وطن اسلامی کنار صندوق رای برود و در مقابل این لبیک هنری از مواهب دموکراسی بهرمند شود. این دو خبر را کنار هم بگذارید تا عمق بیعدالتی در مملکت عدالت علی راه هر کلمهای ببندد:
ژوليت بينوش چند روز قبل وارد ايران شد و يک هفته مهمان عباس کيارستمی فيلمساز سرشناس ايرانی بود. با اينکه او سعی کرد سفرش بی سروصدا باشد و کسی از اهالی مطبوعات و رسانه های گروهی متوجه حضور او در ايران نشود اما نتوانست و سرانجام در دام خبرنگاران روزنامه شرق افتاد.
با اين حال او در اين سفر کوتاه جز چند ديدار دوستانه و خصوصی با برخی از بازيگران و سينماگران ايرانی در هيچ جمع مطبوعاتی يا سينمايی رسمی ظاهر نشد و جز با روزنامه شرق و مجله فيلم با هيچ رسانه داخلی ديگری گفتگو نکرد.
گفتگوی من نيز از طرف بی بی سی با او پس از چندين روز تلاش برای برقراری ارتباط با او و کيارستمی سرانجام در آخرين شب اقامت او در تهران در مهمانی شام سفارت فرانسه، دو ساعت قبل از پرواز و ترک خاک ايران صورت گرفت. پس از انجام اين گفتگو ژوليت بينوش به همراه کيارستمی عازم فرودگاه مهرآباد شد.
کارگردان بعد از میهمان نوازی
۲-
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، براساس اعلام مسوولان دايره اجراي احكام شعبه 19 سابق دادگاه عمومي حكم درباره م . ع و ع . م كه به علت ارتكاب سرقت، اخلال در نظم عمومي، شرب خمر و لواط به حبس، شلاق و اعدام در ملاء عام محكوم شده بودند با حضور تعداد زيادي از مردم مشهد اجرا شد.
محکومان به اعدام لحظاتی قبل از اجرای حکم در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، با اظهار ندامت شدید از اعمالشان اظهار داشتند از کار خود پشیمانیم و توبه کردهایم.

فراموش نکنید ژولیت ما صرفا در فیلمهای ضداستعماری نقش ایفاء میکنند! و خوشا به حالش که در مملکت استعمارزده کار ِ آزمایشهای ازدواج دو روزهاش به تاب خوردن روی جرثقیل واقعی نمیکشد! چه دنیای رمانتیک باشکوهی. و چه خوب همه چیز اینقدر عاشقانه است!