وقتی حلاج گوز معلق میباشد!

چرچیل گفت تنها ضربهی آبرومندانه ی جام جهانی تنبیه ِ یک فاشیست است و این ضربه را Zidan با پشتپا زدن به میلیونها دلار و خروارها افتخار به انجام رساند. خروج و سقوط او به بالارفتن ارزش چند انگل ِ کم استعداد شبهجزیره منجر شد که دو سه نفری در جایگاه او بنشینند غافل از این که جایگاه او همان کلبهی محقر در روستاهای الجزایر است نه میدانهای عدالت تهوعآور سهامداران چند ملیتی. زیدان به همانجا رفت که پیشترها مارادونا را فرستادند. گفتم که قارهی لعنتی قهرمان میخواهد قهرمانی که تاریخ مصرف دارد به محض اعتراض به بیعدالتی به عنوان وحشی و تروریست و آدمخوار کنار گذاشته میشود و جای او را مزدور دموکرات ِ دیگری میگیرد!
اگرچه سازمان مبارزه با نژادپرستی عمل زیدان را عکسالعمل به توهین نژادپرستانهی «ماتراسی» بازیکن ایتالیایی عنوان کرد اما Materazzi که نامش به معنای « تشکفروش » یا حلاج است ! طبق وجدان بیدار جامعهی کاتولیک که دروغ را گناه میداند این مورد را انکار کرده است! ایکاش تاریخ درخشان کشورش هم این مورد را انکار کند و در کشورهای عقب مانده به مُبلِّغ ِ فاشیست ِ بومی نیاز پیدا نکند!
چهار روز بعد:
زیدان بعد از چهار روز سکوت اعتراف کرد که علت حمله به بازیکن ایتالیایی آقای (تُشکدوز ِ خالکوبی شده) فحش و تحریک او بوده است.
ماتراسسی به زیدان گفته بود : بچه تروریست ِ مادر قحبه!
به این وسیله تنها زیدان را تحریک نکرده بلکه جام جهانی را مُلاخورکرده است. حالا بهتر درک میشود که چگونه جامعهای بزرگتر از زیدان را تحریک میکنند و می ایستند از خشونت طرف مقابل تعجب میکنند!
زیدان کم کم دارد در میان جوانان نسل دوم و سوم به نماد مقاومت در مقابل فاشیزم اروپایی بدل میشود و سرمایهداران به تکاپو افتاده اند که صدای این کلادیاتور الجزایری را با تهدید به گرسنگی و اخراج یا دعوت به نهار با میتران در کاخ الیزه خفه کنند و درش را ببندند!!
نظر من این است که ایتالیا هرچه زودتر عکسهایش را که گرفت و عربدههای مستانهی ملیاش را که زد جام جهانی را به صاحب واقعیاش یعنی ملت های گرسنه و محروم برگرداند و دست از فاشیزم ِ مادر مقدسیاش بردارد!
روز پنجم:
سرو صدای تبانی احتمالی زیدان و مربی تیم ایتالیا برای باخت فرانسه هم بالا گرفته است و فعلا مربی را برکنار کرده اند که گند قضیه عالمگیر نشود.
دیگر از فوتبال از این بازی زیبا اما این
سیاست بازی زشت سخنی نخواهم گفت.
