بپیوندید به :
در ادبیات و هنر
بپیوندید به :
تــصـــــمــیـــــــــــم
دو قلب برای زیستن لازم است
قلبی که بخواهد
قلبی که انکار کند
این تنها تقوای تو بود
تقدیر ِ حضور جانوری شاعر.
نظرکن!
شرم تبادل ِ پایاپای ِ عشق در کوچه بسیار است!
والحکیم!
مرغانه مجوی به دستار خالی ِ بیمار
مرحمانهای
نرمتنانه کلامی
میان نوازش و
زخمی خسته
خستهی این وحشت ها بودن.
مجال، این مختصر بود
که بر پردهی کنایت رفت.
اینک مخاطب ِمن !
غرقهگیج ِ رود ِ کهنهبابونهی مرگی آرام
لق لق ِ تابوت اسقاط تقوای شاعران
یا
آنچه فردا
سرودش خواهی کرد
به راه کورهی خونالود
|
پيام تسليت تعدادی از زندانيان سياسی
|
|
منبع: سايت ديدگاه |
گر نیوز آن است که گویا دارد
وای اگر از پس فردا بود امروزی!


در انتظار این پوزشنامه هستم!
سایت گویا چنان که از ماهیت ِ دودوزهاش بر میآید کوشش میکند ستون سمت چپ را به بانوان اختصاص دهد و چنان که بر میآید زیاد هم در بند این نیست که طرف چه میگوید و چگونه میگوید.
مقالهای بود به قلم شیوای سیروس تسلیمی که از فرهنگسازی در کشور سوئد گذارش میداد به آدرس ِ
این مقاله حاوی اطلاعات نادرست و تحریف شده و خلاف واقع بود و تنها به درد محرومانی می خورد که پشت دیوار سفارتخانهها خواب آزادی میبینند. بر آن شدم مطلب کوچکی در این باره تحریر کنم که جگرم اینقدر نسوزد. مجموع تجربهی من در کشور سوئد سه سال است و اطلاعاتی که من در اختیار شما میگذارم بهرحال از اطلاعات میهمان چند روزهی انستیتوهای انسان دوستانه و تئاتر سلطنتی و رایزنان سفارت آن کشور در گیومه کمتر نیست و شاید هم چیزی بیشتر باشد.
شاید هم تجربیات شخصی من است که رایزنان را همواره راهزنان میخوانم؟ اما نه ، اینبار نه!
ماهی و گردش مهتابی نیست که طرفداران آزادی و نیروهایی که از روند گسترش یابندهی نژادپرستی ِ ادارهی فرهنگ سوئد با قلم مو و کاسه ای از رنگ قرمز به نشانهی خون مهاجران، در و پنجرهی این ادارات انساندوست رنگ نپاشند.
قتل های نژادی توسط پلیس و اخراجهای پناهجویان به شدت ادامه دارد. روند رشد بیخانمانی و فقر و تهیدستی چهرهی دموکراتیک این کشور را دگرگون کرده است. رشد فحشاء و جنایت و تجاوز به مرحلهی بحرانی رسیده است. جالب است که بدانید تنها در مدت یک سال یازده کارگردان تئاتر غیر سوئدی کار هنری را ترک کرده و بغالی باز کرده و سیبزمینی جابجا میکنند! بودجهای برای هنرمندان خارجی در نظر گرفته نشده و طرح سیاسی به ظرافت خاصی هنرمندان قومی را در مشاغل ویژه از جمله رانندگی اتوبوس و تاکسی و کار یدی بصورت سیاه یا بخور و نمیر اداره تأمین اجتماعی ومی دارد و باصطلاح نیروی ار ارزان را کانالیزه میکند. با وجود خفقان و سانسور شدید مطبوعات و فیلتر کردن هر خبر ناخوشایند ،روزی نیست که خبر خودکشی مهاجر جویای کار و کمک به گوش نرسد. سال پیش یک ایرانی دیگر در شهر مالمو خودش را بخاطر ناسامالی اقتصادی و گرسنهگی به دار آویخت.
اوایل سال ۲۰۰۶ ادارهی مهاجرت سوئد دختر بیماری را با علم به این که در خارج از سوئد بخاطر شدت بیماری خواهد مرد سوار هواپیما کرد و رئیس و کارمندان ادارهی مهاجرت به سلامتی اخراج آنان شامپاین نوشیدند:
http://www.kvinnonet.org/essays/
http://stockholmian.com/news/persiska
http://stockholmian.com/news/persiska/
سالهاست ادارهی قضایی سوئد دیگر به پروندههای دادخواهی خارجیان رسیدهگی نمیکند و همین ممانعت از دادرسی اختلافات را از دعوای ساده به قتل و جنایت کشانیده است.
ببینید از آغاز جویبار خون در لبنان دولت سوئد چند بار بجای فروش اسلحه اعتصاب عمومی اعلام کرده و بجای چادر سر کردن و عقد قراردادهای غیرعادلانه با دلال های دولت ایران (اشاره ام به نویسنده ی مقاله فوق نیست!) چقدر بر این آتش نفت پاشیده است.
شرایط زیستن و کار و بیمه اجتماعی و ادامه تحصیل در کشور سوئد سختتر و سختتر شده و فرهنگ اقلیت ها روز به روز از فرهنگ جامعه سوئد به حاشیه کشانده می شود. اصلا پیشنهاد نمیکنم که گلیم زیر پایتان را بفروشید یا با گرو گذاشتن دیگ و بادیه به حساب حرفهای تو خالی و بیمسئولیت یک دروغباف ِ متوهم جویای نشانی انستیتوهای انساندوستانهی اشاره شده باشید. کشوری که به کشور دیگر کمک کند هرگز به رفاه اقتصادی نخواهد رسید. سایت گویا نیوز باید از این شایعهپراکنی ِ سخیف که به مردم ایران ضربه ی مالی و روحی خواهد زد بپرهیزد و رسما از خوانندهگان ِ بدشانس اش بخاطر درج این شوخی بیمزه پوزش بخواهد. در انتظار این پوزشنامهام هرچند آب رفته به جوی باز نمیگردد.
سیروس شاملو