تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

در ادبیات و هنر

 

 

 

بیدارم  کن!

 

چیزهای زیادی به یادم نیست

کاشی‌های ترک|دار ِ فیروزه  کنار ِ  خراطی ِ چوب ِ کهنه و نارنجی ِ زالزالک

خشک ِ وهم‌انگیز ِ گل شمعدانی‌ در اتوی زغالی  ِ زنگاربسته

تنها تزئین خانه‌ای که بانک رهنی  آن را بُرد

نوچ  ِ انگور ِ  لهیده  زیر رقص عصبی زنبوری

دلنگ الکن ِ ‌سنتور ِ مشقی  حبیب و بوی خوش افیون‌اش

‍‍پوست باقلا و  آب خاکستری صابون توی کوچه‌های دربدری

زیر بغض تنگ آسمانی گرفته تر

گرفته تر از بغضی که نمی‌ترکد

نمی‌ترکد هرگز تا جان را رها کند

رها کند

یکباره.

فریادهای دور ِ زنی  که استمداد می‌طلبد مدام

شیون کمربندچرمی ِ تأدیب در هوا

بچه‌ها که لاله‌های گوش  به هم می‌فشرند

تا صدای بلند سقوط  عاشقانه‌ها را نشنوند

مگذار بیندیشم!

بیدارم کن!

 

نه

چیزهای زیادی به یادم نیست

 

 

 

سیروس شاملو ۲۰۰۶

 

+ نوشته شده در  2006/9/4ساعت   توسط سیروس شاملو 

 

ماراتون ِ  دنده عقب!

( ما براين اعتقاديم که  ايرانيان صاحب ايرانند، و در نتيجه هرگونه مداخلهء نظامي خارجي به عنوان وسيله اي براي تغيير رفتار آخوند ها را محکوم مي دانيم زيرا عملا تاوان مصيبت هاي مادي و معنوي اينگونه حملات را ملت ايران خواهد پرداخت. )

امضای فرآخوان:

شهلا آقاپور، حسين احمدي، محمد تقي اخلاقي، احمد اقبال، سعيد اطلس، جعفر پويه، ليلا جديدي، سارا حافظي صافي، محمد حسيبي، اسماعيل خويي، پرويز داورپناه، حميد رضا رضواني، محمدرضا روحاني، مهدي سامع، سياوش عبقري، شهلا عبقري، کورش عرفاني، عباس فرد، عزيز فولادوند، علي فياض، فريدون گيلاني، کامبيز گيلاني، ستار لقايي، مجيد مشيدي، ايرج مصداقي، علي ناظر، بيژن نيابتي، اسماعيل وفا يغمايي،نادر وهابي و ...

 

 

 این جواهراندازی‌های فرآخوانی ِ کَت و کلفت و گاهی هم اسمآل یککتی از موجودی به نام علی ناظر است از گروه باصطلاح مخالف جمهوری اسلامی که این بار از همان منظر دنده عقب نظاره فرموده است!  در سایت ماراتون از  عقب! 

 این اعلامیه‌ی پرمدعا را  کسانی توشیع فرموده‌اند که نیم‌قرن است نفهمیده‌اند ایرانیان صاحب ایران نیستند بلکه باید صاحب ایران باشند! البته تعجبی ندارد که در شرایط موسمی خاص آدم از  جهان‌نگر به ناسیونالیست محدودنگر تبدیل شود و از آسمان به خاک زووم کند بع عبارتی از اعتراض به اختلاف تقسیم عدالت در جامعه ی ناسامان به دفاع از تمامیت عرضی بکوشد. آدم است و هزار شعبده. برخی هم اگر قرنها بگذرد هنوز نمی‌فهمند آدم پ‍یاده در هر ایستگاهی ملی و بین‌المللی تنها می‌ماند و آنان که سواره می‌روند همان‌ها هستند که با افکار بسته و بی‌اختیار دم از آزادی و اختیار می‌زنند و هم ملیت‌گرای افراطی‌اند و هم کمربندسیاه دارند در دفاع از منافع خارجی در مملکت!  شاید هم از نظر اقتصادی و برخی سوبسیدهای بلاعوض شرایطی ‍‍پیش آمده است که این بخش از اپوزیسیون  با وجودی که در خارج از ایران به سر می‌برد احساس کرده در این مدت  ایران به او تعلق داشته است !

حمله نظامی را برای تغییر رفتار آخوندها محکوم می‌کنید؟ بسیار خب آمریکا اما بیاید با باد کردن یک جمهوری اسلامی دیگری   امت را پشت سر  ِ سینه زنان ِ چه حشره‌ای راه بیندازد و هی دلار خرج کند که همان ملتی که ازش نام بردید سی سال بعد نفهمد باز اشتباه کرده است؟  اول یک جو صداقت به این ملت مصیبت زده نشان دادن و بعد در شعارنامه‌های پرادعا نگاشتن که (ما بر آنیم و بر این نیستیم!) تا شاید مردم روزی باور کنند شما ( برای اتصال آمده‌اید نی برای انفصال آمده‌اید). یاد حرفهای بورسیه بگیر سازمان یونسکو مارمولک جهانبگلو افتادم که از  هنگام آزادی از زندانی که بقول  او از هتل هیلتون راحت‌تر بوده است در مصاحبه ای تهوع آور به زبونی و چاپلوسی گفت:

 

:« روشنفکران به نظر من ملی‌پوشان انديشه‌اند!  مثل فوتباليست‌ها!. در حقيقت يک روشنفکر ايرانی، يک فرد ايرانی است که از يک هويت و منافع ملی دفاع می‌کند. بنابراين ملی‌پوش انديشه است و نمی‌خواهد که عليه منافع ملی و ملت قرار بگيريد.»

 رامین فراموش کرد در ادامه بگوید ملی پوشانی که  زیر ِ پیرهن ملی هزار پیرهن دارند و برای هر باشگاهی که بیشتر ب‍‍پردازد گل می‌زنند!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2006/8/31ساعت   توسط سیروس شاملو  |