شرح ِ تـه قهوه جوش
نمایش ته قهوه جوش زندگی محقق بزرگ سوئدی Eric Hermelin را حکایت می کند. او بزرگترین گنجینه ی ادبیات فارسی را زمانی به سوئدی ترجمه کرد که سالها به جرم بدلباسی در تیمارستان نگهداری می شد! ادبیات سوئد علت را دائم الخمر بودن این محقق عنوان کرده تا جلوی آبروریزی های احتمالی را بگیرد.
داستان نمایش آن است که اریک هرملین در حال لرزش از شوک الکتریکی در رویاهایش 60 سال بعد را به یاد می آورد یعنی زمان معاصر را. در این زمان معاصر داوود کاتب محقق مهاجر هندوایرانی در داخل قهوه جوش 305 شهر لوند سوئد به تحقیقات اریک هرملین ادامه می دهد!
اریک هرملین با درست کردن یک طناب بلند سعی می کند داوود کاتب را از درون قهوه جوش نجات دهد و برای ادامه تحقیق ادبی اش در کشورهای دیکتاتوری پناه اش دهد!!!!!
ضمنا اریک هرملین با دزدیدن آچار فرانسه شیرهای اطمینان تیمارستان مدرن را می شکند و قهوه در قهوه جوش بالا می آید و شعرها را شناور می کند.
این نمایشنامه در ایتالیا آماده شد و بعد از تمرینات و صرف مخارج شخصی و هزینه های سنگین در ایتالیا و عقد و ابطال قراردادها و بازگشت به تهران معلوم شد کار توقیف شده است.
بخش تراژیک نمایش این است که اثر کسانی که بازبین این نمایش بودند از هم نیمکتی های دوره ی دانشکده ی من بودند. نام برخی از بازبین ها تا جائی که حافظه یاری می دهد چنین بوده است:
حمید سمندریان
فرین دخت زاهدی
امین تارخ
مجید اردلان
......
لازم به یادآوری ست که بعد از حذف این نمایشنامه از جشنواره قرار است ورسیون ایرانی آن یعنی ( ته چای قن پهلو) با رقص شکم به اجرا در آید که در آن داوود کاتب یک پناهنده سوئدی به ایران را از کشور دیکتاتوری فراری می دهد تا در پناه دموقراصی به ادبیات اروتیک اش بپردازد!!!!!!!
دنیای هویجی ست نازنین.
اینجا را هم بخوانید!
