تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

در ادبیات و هنر

امروز سایت سید ابراهیم نبوی را دیدم و این مطلب از این سید لوس و بی اتیکت را عینا منعکس می کنم تا کمی این مجسمه وقاحت را ماساژ فرهنگی داده باشم و باور کنید  واقعا  یک ماساژ اساسی  لازم دارد. مدتی  در این سوءتفاهم بزرگ خودش را در  عالم سیاه ِ قتل و جنایت  سینیور ماتمی زیر بیرق سید خاتمی با استعداد هم تلقی کرده است.

سیروس، درخت، خنجر و خاطره
سی امین سال افتتاح موزه " احمد شاملو" سمسار، فیلمساز، سازنده اشعار کودکان و ضمنا شاعر ایرانی جشن گرفته شد. در این مراسم گروهی از تجار، بازرگانان، اتحادیه سمسارها و سندیکای آنتیک فروشان شرکت داشتند. سیروس شاملو، فرزند احمد شاملو که بیست سال پس از مرگ پدرش معلوم شد اکثر اشعار وی به نام احمد شاملو چاپ شده، در این مراسم سخنرانی کرد. وی که سه روز قبل مجموعه 30 جلدی کامل آثار شاملو و مجموعه 80 جلدی آثار خودش را منتشر کرد، به ویرایشی خلاقانه در آثار پدر دست زد. در این نمایشگاه کتابهای بزرگ و مهم شاملو مانند " سیروس، درخت، خنجر و خاطره"، " هوای مشتی"( هوای تازه سابق)، " سیروس در آتش"، " کاشفان فروتن اموال" و " در آستانه دادگاه" منتشر شده است. در همین نمایشگاه سیروس شاملو کتاب تحقیقی خود به نام " آیدا، خیالی که در ذهن شاعر بود" را منتشر کرد. سیروس شاملو اعلام کرد بزودی زنجیره " زورخانه های سنتی شاملو"، " مسابقات اتومبیلرانی شاملو" و زنجیره " باشگاههای کونگ فوی شاملو" را به یاد پدرش که عاشق این ورزشها بود، احداث خواهد کرد.

---------

۱- اولا من هیچ وقت در سالروز احمد شاملو در هیچ اجتماعی شرکت نکردم

۲- من هرگز در مراسمی که مربوط به این شاعر است سخنرانی نکردم

۳- در افتتاح موزه شاملو شرکت نکردم

۴- در نمایشگاه کتاب هرگز نبودم

۵- آثار شاملو را تصحیح نکردم

 چرا این سید چنین وقیحانه دروغ می گوید؟ نباید همه سیدها چنین دروغگو و کم استعداد باشند بخصوص زمانی که دروغگو دشمن خداست!!؟

یا فقط آنها که ظاهرا خودشان را اهل تسامع و دیالوگ قلمداد می کنند ماتحت شان اینچنین تر است؟ منتظر عذرخواهی این سید لوس هستم هرچند هیچ وقت در خواندن  طنز لوس اش که به درد خاله خانباجی های ته بازارچه می خورد اشتیاقی نداشته ام.  و اینجا را هم بخوانید:

و خبرگزاری انتخاب : نبوی می گويد: از يک سو مخالفان اصلاحات به جای اينکه ديگران را تحمل کنند، تلاش کردند ريشه اصلاحات را بزنند، از طرف ديگر اصلاح طلبان هم وقتی احساس کردند که می توانند طرف مقابل را از همه صحنه های سياسی حذف کنند، از اين موضوع شادمان شدند و برای حذف رقيب تلاش کردند. اين مشکل تاريخی ماست!!!!!!!!!!.

چه دنیای مسخره ای! 
 

 

 

 

+ نوشته شده در  2008/8/17ساعت   توسط سیروس شاملو  | 

 

اتفاقا بعد از ده دوازده سال تحمل چشمم به سایت آخوند ابطهی افتاد و این مطلب در باب شاملو:

کتابها را درصندوق حساب کردم و از درب کتاب فروشي بيرون آمديم. ديدم همان دوست با عجله بيرون آمد وگفت همه حرفها را زدم ولي به پاس زحماتي که شماها براي کشورمان مي کشيد يک کتاب خريده ام تا به شما هديه کنم. مجموعه آثار احمد شاملو بود. صفحه اولش را باز کردم، ديدم نوشته: انسان زاده شدن تجسد وظيفه است. تقديم به آقاي محمد علي ابطحي به خاطر زحمات صادقانه شان.     عرق شرم سردي را بر بدنم احساس کردم. جوان را بوسيدم. و يقين دارم هيچ وقت فراموشش نخواهم کرد. نه به خاطر لطفي که به من کرد که لايقش نبودم. بلکه به خاطر عشقي که به کشورش و سرنوشتش داشت. حيف که اسمش را ننوشته بود.

به خود گفتم آیا بعد از مطالعه ی شاملو باز هم  آخوند روشنگر ما کتابها را در صندوق حساب می کند یا این بار از صندوق بیرون می آید و جلوی صندوق حسا ب می کند. ما که بیست سی سال است منتظر این تحول هستیم!!

 

 

+ نوشته شده در  2008/8/15ساعت   توسط سیروس شاملو  | 

 

باتلاق ها بسیارند


خیلی وقت نیست که آن تار عنکبوت را ترک کردم. جهان سوم پرشده است از این تار عنکبوت ها. حالا که کم کم دارند درک می کنند مردم به هیچ فعالیت دولتی اعتقاد ندارند فعالیت های دولتی را از طریق و عنوان ِ دهان پر کن ِ (نهادهای غیر دولتی) عملی می کنند و اساس آن صرفا مال خود کردن بخشی از سوبسیدهای بادآورده یا خداداده ی نفت است و پروژه ی دیگری جز بخور بخور در آن به چشم نمی خورد!

منظورم همین گروه های مشکوکی است به نام

(NGO (non goverment assosiation

که با این عنوان خررنگ کن و غلو آمیز ِ مستقل و غیر دولتی مثل قارچ سبز شده اند و اکثر این گروه ها از خارج هدایت و سازمان دهی می شوند. از جمله همین تار عنکبوت ِ گروه های ترک اعتیاد است که چون سازمان میراث فرنگی افتاده است به جان مداوای اجتماعی! این گروه نیمه کاتولیک نیمچه مسلمان که اکنون به سازمان عریض و طویلی تبدیل شده گذشته از زدن جیب آخوندها و ختنه نکرده های خیر خواه به اخذ درآمد از والدین ِ معتادان روزگار می گذرانند و در عوض با اختصاص دادن فضاهایی به نام اردوگاه بجای مبارزه با سیستم های اعتیادگر و اقتصاد افسار گسیخته ی جهانی کمبودهای موقت معتاد را رفع می کنند و کمبودهای او همان چیزی است که در هراجتماعی از او دریغ شده است از جمله غذای مناسب و سر وقت، استحمام روزانه، عدم پرسه زدن برای کسب نان روزانه، بازی و تفریح و ..... بعد از چند روز که معتاد علتی برای اعتیاد پیدا نکرد بطور خودکار سرحال می آید و از اردوگاه مرخص می شود و چون دربیرون از اردوگاه از استحمام روزانه و غذای بموقع و خواب کافی و جستجوی کار مناسب بهره مند نیست طبیعتا دوباره به اعتیاد روی می آورد. پس این نوع درمان موقتی به درد عمه ی من هم نمی خورد که جز سیب زمینی گندیده به هیچ ادوکلنی اعتیاد نداشت!

خب من هم مدتی بی جیر و مواجب برای این تار عنکبوت کار کردم و مثل اکثر نیروهایی که کاپیتالیزم بین المللی از هواداران خیر خواه و داوطلبان دست به سینه به صف می کند در گرمای چهل درجه به اردوگاه ها رفتم تا از نزدیک این فعالیت انسانی توی گیومه را از نزدیک ببینم.

امروز بیش از دیروز معتقدم نام این گروه ها  باید از

( NGO (non goverment assosiation

به

(FGO (full goverment assosistion

تغییر کند!

+ نوشته شده در  2008/8/14ساعت   توسط سیروس شاملو  |